دوست کیست ؟
کسی که با او شهامت آن می یابی که خودت باشی . با او روح تو عریان حضور می یابد .
کسی است که از تو می خواهد که صورتک از چهره برداری و فقط آن باشی که هستی .
از تو نمی خواهد که بهتر یا بدتر باشی .
وقتی با او هستی , احساس زندانی را داری که بی گناهی او به اثبات رسیده است .
نیازی به آن نیست که در برابر او جبهه بگیری .
بتوانی آنچه که می اندیشی بر زبان بیاوری , آنچه واقعا در دل داری .
آن ناسازگاری هایی را که موجب شده دیگران قضاوت درست از تو نداشته باشند , او می فهمد .
با او آزادانه نفس میکشی . در برابر او می نوانی به نارسایی ها , حسادت ها , تنفرها , اخگرهای شریرانه , پستی ها و پوچی های وجودت اعتراف کنی .
و با چنین اعترافی , خواهی دید که چگونه همه رخت بر می بندند و
در اقیانوس سپید وفاداری دوست محو میشوند .
او درک می کند . با او نیازی نداری که مواظب باشی , می نوانی با او درشتی کنی , بو توجه باشی و تحملش کنی .
بهتر از همه , می نوانی با او ملایم باشی , تفاوتی نمی کند .
او دوستت دارد همچون آتش پالایش می کند .
او می فهمد , آری می فهمد .
با او می توانی گریه کنی , نغمه سرایی کنی , بخندی , دعا کنی .
در آشکار و نهان او شاهد است , می داند و بر تو عاشق است .
دوست کیست ؟ باز می گویم :
کسی که با او شهامت آن می یابی که خودت باشی .
سی.ریموند بران

می 25, 2008 at 6:08 ق.ظ
اااا قبول نیس قرار بود یکی بنویسم و یه جا ، تازه بعدش بدتم میاد:|